همسرانگی
آنگاه المیترا دگر بار به سخن درآمد و گفت, از همسرانگی چه می گویی ,استاد ؟
و او پاسخ گفت :
با هم زاده می شوید و تا ابد با هم خواهید بود.
با هم هستید آنگاه که بال های سفید مرگ روزگارتان را می پراکند.
آری, حتی در خاطره خاموش خداوندگار با هم خواهید بود.
اما بگذارید که در با همانگی تان خالیاهایی باشد.
و بگذارید که باد های بهشتی میانتان به رقص درآیند.
یکدیگر را عاشق باشید, اما از عشق بند نبافید.
بگذارید عشق دریای موج زن باشد میان سواحل روحهاتان.
پیاله یکدیگر پر کنید اما از پیاله هم ننوشید.
نان خود به یکدیگر دهید اما از لقمه هم نخورید.
بخوانید و به رقص در آیید و شادمانگی کنید, اما باشد که هر یک تنها باشد.
هر چند که تارهای عود جدایند, اما یک نوا را مرتعش اند.
جان سپار یکدیگر باشید, اما نه نگهدار جان همدیگر.
زیرا که فقط دست حیات را توانایی نگهداری جان تان است.
پیامبر/ خلیل جبران
!! نوشته شده توسط عباس
| | دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
•